
نكتهاي كه ميخواهم بگويم اين است كه همهٔ اين خبرها و چيزهاي جذابي كه از آزمايشگاههاي مدرن در سراسر جهان بيرون ميآيد براي كامل شدن و ورود به جامعه نياز به زمان دارند. اين مرحله، مرحلهٔ حباب است. حباب بعضي از آنها ميتركد و موفق نميشوند. اختراعات و پژوهشهاي ديگر هم ممكن است در چندين دههٔ آينده دوباره مورد توجه قرار گيرند. پس با همهٔ اين تفاسير، ۱۰ سال آينده چه شكلي خواهد بود؟ بزرگترين اختراع بعدي چيست؟ به نظر ما، با توجه به سرعت فعلي پيشرفت تكنولوژي، حدس زدن آن اگر غيرممكن نباشد، بدون شك سخت است. با اينحال، در اين مطلب شما را با تعدادي از حدسها و گمانهايمان درباره تكنولوژيهايي كه در آينده به بخش مهمي از جامعه تبديل خواهند شد، آشنا ميكنيم. بعضي از آنها جديد و بعضي ديگر نمونه پيشرفتهتري از تكنولوژيهاي پرطرفدار امروزي هستند ، در اين مقاله سعي شده مهمترين تكنولوژي هاي آينده معرفي گردد :

لنز هوشمند گوگل كه در چشم تزريق ميشود!
درحالحاضر يكي از داغترين موضوعات براي آينده تكنولوژي، ادغام آن با وسايل پوشيدني است. عينكهاي دوربيندار (عينك گوگل) يا ساعتهايي كه به تماسهاي تلفني شما پاسخ ميدهند (ساعت اپل) از محصولاتي هستند كه امروزه طرفداران زيادي دارند.
متخصصان صنعت معتقدند ما فعلاً فقط تا سطح اين تكنولوژي نفوذ كردهايم. به كمك لوازم الكترونيكي انعطافپذير، درون لباسها هم كامپيوتر تعبيه خواهد شد. اما بيشتر اين گجتهاي پوشيدني وابسته به تلفنهاي هوشمندند. نقطه اوج تكنولوژي پوشيدنيها زماني خواهد بود كه بتوانند آزادنه و مستقل كار كنند.
مايك بل (Mike Bell)، رييس بخش تجارت همراه اينتل (Intel) ميگويد:
تازمانيكه وسايل هوشمند نتوانند به تنهايي و با اتكا به خودشان كار جذابي انجام دهند، بيش از حد پيچيده خواهند بود و نميتوانند انتظارات را برآورده كنند. اين ابزارها بايد بتوانند مستقل باشند و يك كار مهم را به تنهايي انجام دهند تا توجه مردم را جلب كنند. اگر علاوه بر اين، بتوانند در زمان اتصال به تلفنهاي هوشمند كار ديگري هم انجام دهند، عالي ميشود.

اينترنت اشيا، همه دستگاهها را از يخچال گرفته تا توستر، به هم وصل ميكند و ما ميتوانيم آنها را كنترل كنيم.
اينترنت اشيا هم پابهپاي گجتهاي پوشيدني پيش ميرود. در اين تكنولوژي ماشينها با هم حرف ميزنند و انسانهاي متصل به اينترنت بر آنها نظارت دارند، كارهايشان را تحليل ميكنند و با توجه به نتيجهٔ پردازش اين ابردادهها عكسالعمل نشان ميدهند. يخچال، سطلآشغال و حتي توستر كامپيوتري شده و از همه مهمتر با هم شبكه ميشوند. يكي از نمونههاي شناختهشده اين تكنولوژي، ترموستات Nest است. اين ترموستات متصل به وايفاي به شما اجازه ميدهد كه از راه دور و به كمك تلفن همراه خود، دما را تنظيم كنيد. همچنين ميتواند الگوهاي رفتاري شما را ياد گرفته و بر اساس آن برنامههاي تنظيم دما بسازد. گوگل در سال ۲۰۱۴، Nest را به مبلغ ۳٫۲ ميليارد دلار خريداري كرد. شركتي ديگر به نام SmartThings (اشياي باهوش)، كه سامسونگ آن را آگوست امسال خريد، سنسورها و كيتهاي خانه هوشمند مختلفي را ارائه ميدهد كه ميتوانند چيزهايي مثل ورود و خروج افراد به خانه را كنترل كرده و در صورت نشت آب به شما اخطار دهد تا از اين راه آرامش خاطر صاحبخانه را تأمين كند. اينترنت اشيا با ميلياردها سنسور، سيستمهاي هوشمند و اپليكيشن در آينده تكنولوژي بازاري به راه خواهد انداخت كه تاكنون نمونهاش را نديدهايم. اگر كنجكاويد ميتوانيد با روتر وايفاي اينترنت اشيا را تجربه كنيد.

با ابرداده و يادگيري ماشيني ميتوان بر حجم عظيم و روزافزون دادههاي ذخيرهشده كنترل داشت و از آنها استفاده كرد. آيندهٔ تكنولوژي به اين موارد نياز دارد.
«ابرداده» كلمهاي است كه اين روزها زياد به گوش ميرسد و براي توصيف مجموعههاي عظيم دادههاي ساختيافته و ساختنايافته كه با تكنيكهاي پايگاه دادهاي قديمي نميتوان آنها را پردازش كرد، استفاده ميشود. تجزيه و تحليل ابردادهها چيزهايي را آشكار ميكند كه قبلاً به دليل هزينهٔ بالاي پردازش دادهها بر ما پوشيده بودند؛ مثل نفوذ همسالان بين خريداران، كه تحليل تراكنشها و دادههاي اجتماعي و جغرافيايي خريداران آن را آشكار كرد. با افزايش روزافزون دادههاي ذخيرهشده بهصورت آنلاين، بهخصوص وقتي كه اينترنت اشيا و گجتهاي پوشيدني نيز به نقطه اوج خود برسند، دنيا بهزودي به آستانه اضافه بودن دادهها ميرسد. حركت در ميان اين حجم عظيم از دادهها امري ضروري بوده و اينجاست كه يادگيري ماشيني وارد ميشود. يادگيري ماشيني ربطي به رباتهاي خانگي ندارد. در واقع، مفهومي نزديكتر از خانه است. براي مثال، جعبه دريافت ايميلهاي شما يك پوشه هرزنامه (Spam Folder) دارد و ايميلهايي كه بر اساس يك الگوريتم بر الگوي خاصي منطبق ميشود را به اين پوشه ميفرستد. اين الگوريتم ياد گرفته است ايميلها را به دستههاي «هرزنامه» و «غيرهرزنامه» تقسيم كند. بهطور مشابه، صفحهٔ فيسبوك شما پر است از ارسالهاي دوستان صميميشما، چون الگوريتمي وجود دارد كه تمايلات و علاقهمنديهاي شما را با توجه به تعاملاتتان (مثل لايك كردن، كامنت گذاشتن، به اشتراك گذاشتن و كليك كردن) ياد گرفته است.
در آينده تكنولوژي و جايي كه ابرداده و يادگيري ماشيني به هم ميرسند، يك انقلاب اطلاعاتي منتظر ايستاده است! بخش پزشكي بيشتر از همهٔ بخشهاي ديگر اين پتانسيل را دارد. الگوريتمهاي هوشمندي كه با داده كاوي (Data Mining) مجموعه دادههاي بيمار، بيماريهاي قبلي او و اطلاعات ژنتيكي به پزشكها كمك ميكنند. ماشين ميتواند در بين دادههاي ثبت شده بسيار زياد جستوجو كند و آنها را به اطلاعات پزشكي ربط دهد. براي نمونه، يك بيمار مبتلا به سرطان كه براي انجام درمانش ميآيد را در نظر بگيريد. ماشين به دكتر اطلاع ميدهد كه او يك ژن يا مجموعهاي از ژنهاي خاص دارد و دكتر ميفهمد كه بايد از درمان خاصي براي او استفاده كند. عاليه، نه؟

همجوشي هستهاي دقيقاً مقابل شكافت هستهاي قرار ميگيرد. در فرآيند شكافت، يك هستهٔ سنگين به دو هستهٔ كوچكتر تبديل ميشود، اما در همجوشي هستهاي هستههاي سبكتر با هم تلفيق ميشوند تا يك هسته سنگين را به وجود آورند.
فرآيند همجوشي همان واكنشي است كه انرژي خورشيد را توليد ميكند. در خورشيد طي مجموعهاي از واكنشهاي هستهاي، ۴ ايزوتوپ هيدروژن-۱ به يك هليوم-۴ تبديل شده و انرژي بسيار عظيمي را آزاد ميكنند. هدف دانشمندان در ۵۰ سال گذشته اين بوده كه مقدار انرژي آزادشده واكنش همجوشي را كنترل كنند. اگر انرژي حاصل از يك واكنش همجوشي آرامآرام آزاد شود، ميتواند براي توليد نامحدود برق مورد استفاده قرار گيرد. علاوه بر اين، در اين روش هيچ زبالهاي توليد نميشود كه براي دفعش به مشكل بخوريم يا با آن اتمسفر را آلوده كنيم. دانشمندان براي دستيابي به روياي همجوشي هستهاي بايد بر سه مشكل عمده غلبه كنند: دما (براي انجام همجوشي انرژي بسيار زيادي نياز است؛ اتمهاي هليوم بايد تا ۴۰ ميليون درجه كلوين داغ شوند؛ يعني از خورشيد هم داغتر!)، زمان (هستههاي باردار شده بايد آنقدر كنار هم نگه داشته شوند تا واكنش شروع شود) و در آخر مهار (در اين دما همه چيز در حالت گاز است و به همين دليل مهار كردن آنها يك چالش بزرگ است).
با اين كه پروژههاي متفاوتي در جاهاي مختلف در حال اجراست، مقر اصلي همجوشي هستهاي پروژه«راكتور آزمايشي حرارت هستهاي بينالمللي» (International Thermonuclear Experimental Reactor) يا به اختصار ITER است. اين پروژه در سال ۱۹۸۵ و زمانيكه جماهير شوروي به ايالاتمتحده پيشنهاد داد با همكاري كشورهاي مختلف كاربردهاي صلحآميز همجوشي هستهاي را پيدا كنند، پايهگذاري شد. از آن زمان تاكنون، تعداد كشورهاي مشاركتكننده در ITER به ۳۵ رسيده و هزينهاي معادل ۵۰ ميليارد دلار براي آن تخمين زده شدهاست. سازههاي كليدي ITER هنوز در حال ساخت هستند و زمانيكه كار ساخت آنها به پايان برسد يك راكتور ۳۰ متري به وزن ۲۳ هزار تن خواهيم داشت كه هستهاش از خورشيد هم داغتر است. اگر اين راكتور با موفقيت راهاندازي شود، ITER ميتواند مشكل انرژي جهان را براي ۳۰ ميليون سال آينده حل كند و به نجات سيارهٔ زمين از فجايع محيطزيستي كمك كند.

خودروهاي بدون سرنشين، امنيت سفر را بيشتر كرده و تصادفات را كاهش ميدهند اما همزمان لذت رانندگي را هم از ما ميگيرند.
در سال ۲۰۱۲، كاليفرنيا اولين ايالتي بود كه رسماً خودروهاي بدون راننده را قانوني اعلام كرد. انگلستان هم قرار است امسال همين كار را بكند. سالانه حدود ۱٫۲ ميليون نفر در تصادفات اتومبيلها جان خود را از دست ميدهند. آزمايشهايي كه تاكنون روي اين خودروها انجام شده، نشان ميدهد كه بسيار امن هستند و تصادفات را كاهش ميدهند. در واقع، از لحاظ نظري اگر همه خودروهاي يك بزرگراه بدون راننده و متصل به شبكه بودند، هيچ تصادفي نبايد اتفاق بيفتد. علاوه بر اين، الگوريتمها تضمين ميكنند كه شما در حين حركت روانترين ترافيك را تجربه كنيد، چون با عمليات رياضي سرعت نسبي مناسب اتومبيلها براي حركت با بيشترين سرعت را محاسبه ميكنند. البته اين يعني بيشتر مردم بايد رانندگي را كنار بگذارند كه خيلي براي علاقهمندان به آن خوشايند نيست. حتي ميتوانيد بدون اين كه گواهينامه داشته باشيد، تنهايي با ماشين به سر كار برويد. اسون بيكر (Sven Beiker)، مدير اجرايي مركز تحقيقات خودروي دانشگاه استنفورد ميگويد: تقريباً همه شركتهاي اتومبيلسازي در حال كار روي خودروهاي بدون راننده هستند. حتي در تابستان امسال شاهد اولين آزمايش شهري ماشين بدون راننده گوگل بوديم. پس در آينده تكنولوژي از اين خودروها زياد خواهيم شنيد.

روزي خواهد رسيد كه ما هر چه احتياج داشته باشيم را با پرينت سهبعدي به دست ميآوريم.
يك پرينتر سهبعدي هر برش (تصوير ۲ بعدي) از شي مجازي شما را ميخواند و با تركيب هر لايه با يكديگر، بدون اين كه فاصلهاي بين لايهها مشخص باشد، يك شي سهبعدي را ميسازد. اين تكنولوژي خيلي هم جديد نيست. در واقع، بيش از دو دهه است كه شركتها و به خصوص شركتهاي اتومبيلسازي براي ساخت قالبها و نمونههاي اوليه از اين وسيله استفاده ميكنند. اما به تازگي اين تكنولوژي در دسترس عموم قرار گرفته است. درحالحاضر، ميتوانيد يك پرينتر سهبعدي خوب را با هزينه كمتر از ۶۰۰ دلار خريداري كرده و با آن قطعات يدكي براي دستگاههاي خراب، اثر هنري يا هر چه كه دوستداريد، بسازيد. حتي نيازي نيست كه طراحي بلد باشيد.
كتابخانههاي ديجيتالي قطعات ۳ بعدي به سرعت در حال رشد است و به زودي ميتوانيد هر آن چه را نياز داريد پرينت كنيد. اين تكنولوژي هم در حال پيشرفت است. ما خانهها، اتومبيلها و گوشهايي را ديدهايم كه از اين راه ساختهشدهاند و اين تازه اول راه است. دانشمندان معتقدند در آينده ميتوانند اعضاي بدن را مختص هر بيمار با پرينت سه بعدي بسازند، و هر ساله جان ميليونها انسان را نجات دهند. به تازگي هم خبر ساخت پل فلزي با استفاده از پرينت سهبعدي در آمستردام را شنيديم.

واقعيت مجازي امروزه بيشتر در بازيها استفاده ميشوند اما در آينده تكنولوژي آنها به سوي تغيير دادن نحوه ارتباطات مردم خواهند رفت.
ريشههاي واقعيت مجازي در دهههاي ۱۹۵۰ يافت ميشود؛ زماني كه كامپيوترها به اندازه يك خانه بودند. يك مهندس برق جوان و تكنيسين سابق رادارهاي دريايي به نام داگلاس انگلبرت (Douglas Engelbart) به توانايي كامپيوترها براي تبديل شدن به صفحه نمايش ديجيتالي پي برد و اساس واقعيت مجازي را پايهگذاري كرد. تابهامروز پيشرفت چنداني در اين زمينه نديدهايم، حداقل نه آنطور كه در فيلمها ديده بوديم. اما اگر از درون عينكهاي واقعيت مجازي به آينده تكنولوژي در اين زمينه نگاه كنيم چه خواهيم ديد؟ خب، شايد ببينيم كه واقعيت مجازي از بازيهاي ويدئويي فراتر رفته است. واقعيت مجازي چند نفره به دانشآموزان اجازه ميدهد به سفرهاي علمي در اهرام مصر بروند، يا گروهي از دوستان جديدترين قسمت سريال «بازي تاجوتخت» (Game of Thrones) را با هم ببينند، و يا سالمندان نوههايشان كه در آن سوي دنيا زندگي ميكنند را از راه دور ملاقات كنند. آينده واقعيت مجازي در گوشي هوشمند شما رقم ميخورد و در اصل، وظيفه واقعيت مجازي بايد غنيتر كردن واقعيت به وسيله ايجاد ارتباط بينانسانها به شيوههاي جديد باشد نه ساختن توهم و خيال. اگر به اين سو حركت كند واقعاً جذاب خواهد شد.

ژنوميك يك شاخه علمي نسبتا جديد است و آثار آن را در آيندهٔ تكنولوژي خواهيم ديد.
ژنوميك شامل تجزيه و تحليل دادهها و اطلاعات ژنتيكي بهخصوص ژنوم موجودات است. ۱۰ سال از اولين باري كه ژنوم انساني توالييابي شدهاست، ميگذرد. در آن زمان هزينهٔ اين كار براي هر نفر حدود ۲٫۷ ميليارد دلار بود كه حالا به ۵ هزار دلار رسيده است! ريموند مك اولي (Raymond McAuley)، يكي از محققان پيشروي ژنوميك، در سخنراني خود براي كنفرانس اقتصادي سال ۲۰۱۴ دانشگاه سينگولاريتي (Singularity University) پيشبيني كرد در سال ۲۰۲۰ توالييابي DNA با قيمت بسيار ناچيزي انجام خواهد شد. وقتي توالييابي روي جمعيت انبوه انجام شود ما به دادههاي بسيار زيادي دست پيدا خواهيم كرد؛ دادههايي كه فقط خدا ميداند چه چيزهايي را آشكار خواهد كرد.

مورچهاي در حال حمل ميكروچيپ ۱ ميليمتر مربعي با آروارههايش. اين تصوير نشاندهندهٔ كاري است كه در زمينه نانوتكنولوژي انجام ميگيرد.
اميد زيادي به استفاده از نانوتكنولوژي در پزشكي و دندانپزشكي و بهبود چشمگير تشخيص، درمان و پيشگيري از بيماريها وجود دارد. بسياري از دانشمندان معتقدند وسايلي كه به اندازهٔ يك كنه گردوغبار كوچك ميشوند، يك روز خواهند توانست معجزات پزشكي بسيار بزرگي رقم بزنند.
دونالد ايگلر (Donald Eigler) براي دستاوردهاي مهمش در دستكاري دقيق ماده در سطح اتم، مشهور است. در سال ۱۹۸۹، او حروف IBM را با استفاده از ۳۵ اتم زنون (xenon) كه به دقت دستكاري شده بودند، نوشت. او روزي را تصور ميكند كه با الهام از مكانيزم هاي زيستي فوقالعاده، نانوسيستم هاي كاربردي غيرزيستي بسازيم. او ميگويد: روياي يك ويروس سازگار با محيطزيست را ميبينم كه ميتواند يك جمعكننده ۶۴-بيتي بسازد و آن را بيرون دهد. سپس ما اين ويروس را از روي قطعاتي كه ساختهايم، عبور ميدهيم تا جمعكنندههايي كه توليد كرده در سر جايشان و روي قطعات قرار بگيرند. خب اين خيلي چيز دور از دسترسي است، اما نه به اندازهٔ ديگر دستاوردهاي بشر تابهامروز.
آنجلا بلكر (Angela Belcher) براي توسعهٔ مواد جديد در زمينه انرژي، الكترونيك و محيطزيست معروف است. اين استاد دانشگاه MIT معتقد است مهمترين اثر نانوتكنولوژي بر آيندهٔ تكنولوژي در فرآيند توليد ديده خواهد شد؛ به خصوص ساخت مواد با روشهاي جديد سنتز آنها و ساخت مواد با زبالهٔ كمتر و موادي كه خودشان سر هم ميشوند. او ميگويد: اين قضيه همين حالا هم در جريان است. مثلاً در توليد مواد خاصي مثل باتري وسايلنقليه كه بر اساس ساختار نانوي مواد و تركيب ميزان مناسبي از مواد در مقياس نانو، ساخته ميشوند. آثار اين روش بر محيط زيست و كاهش استفاده از سوختهاي فسيلي باورنكردني خواهد بود. به نظر من در زمينهٔ توليد پاك شاهد پيشرفتهاي بسيار زيادي در ۱۰ سال آينده خواهيم بود.
ديويد آوشالوم (David Awschalom) يك استاد فيزيك و مهندسي برق و كامپيوتر در دانشگاه كاليفرنيا و پيشگام در زمينه اسپين ترونيك نيمهرساناهاست (semiconductor spintronics). او دوستدارد در يك يا دو دههٔ آينده شاهد ظهور تكنولوژي كوانتومي باشد. او ميگويد: من به ساخت سيستمهاي چند منظورهاي فكر ميكنم كه منطق، ذخيرهسازي و ارتباطات را با هم تركيب ميكنند تا اشياي كوانتومي قدرتمندي بر اساس ذرات طبيعي بسازند. اين كه اين سيستم ريشه در يك سيستم بيولوژيكي يا شيميايي يا سيستم حالت جامد دارد مهم نيست و در هر صورت به انقلابي در تكنولوژي، پزشكي، انرژي و ديگر زمينهها منجر خواهد شد.

ما هيچوقت دست از تعريف و تمجيد از گرافن (Graphene) نميكشيم (گرافن و ساخت جليقهٔ ضدگلوله و سلول سوختي هيدروژني كارآمدتر). گرافن، يكي از آلوتروپهاي كربن به قطر يك اتم و با آرايش ششضلعي است. از ويژگيهاي جالب توجه گرافن ميتوان به اينها اشاره كرد: ميتواند خودش را ترميم كند، نازكترين تركيب شناختهشدهاست، سبكترين ماده است (هر مترمربع از آن فقط ۰٫۷۷ ميليگرم وزن دارد)، قويترين تركيب كشف شدهاست (۱۰۰ تا ۳۰۰ برابر از فولاد قويتر بوده و داراي سختي كششي ۱۵۰ ميليون psi است)، بهترين هدايتكنندهٔ گرما و الكتريسيته در دماي اتاق است. از اين تركيب شيميايي ميتوان در ساخت هر چيزي از هواپيما گرفته تا جليقههاي ضدگلولهاي كه ۱۰ برابر از فولاد مقاومترند و سلولهاي سوختي استفاده كرد. حتي ميتوان آن را به يك عامل ضدسرطان تبديل كرد. قدرت ايجاد تحول آن در الكترونيك بيشتر از ديگر زمينههاست، و ميتواند جايگزين سيليكوني شود كه بر اساس قانون مور (Moore’s law) حسابي فشرده شدهاست.
با وجود تمام اين ويژگيهاي بينظير، گرافن حكم مادهٔ شگفتانگيز و تاثيرگذار بر آيندهٔ تكنولوژي را دارد. مرحلهٔ بعدي توليد است. بزرگترين مشكلي كه دانشمندان درحالحاضر مشغول حل كردن آن هستند توليد انبوه گرافني است كه به اندازهٔ كافي براي بهكاربردن در صنعت خالص بوده و از قيمت پاييني هم برخوردار باشد. وقتي اين اهداف محقق شود، عصر گرافن هم شروع خواهد شد.
طرحي هنري از مقر آيندهٔ انسانها در مريخ. آيا آيندهٔ تكنولوژي ما را به اين سياره سرخ ميرساند؟
بعد از پيادهروي تاريخي نيل آرمسترانگ (Neil Armstrong) روي كرهٔ ماه، كمتر كسي بود كه روياي فتح فضا را در سر نداشته باشد. حتماً پيشبينيهاي آن زمان درباره اين كه جهان در سال ۲۰۰۰ چه شكلي خواهد بود را شنيدهايد. خب خيلي از آنها درست از آب در نيامدند. ما روي كرهٔ ماه پايگاه نداريم، ماشينها پرواز نميكنند و هنوز هم درماني براي سرطان پيدا نشدهاست. با گذشت زمان از ميزان علاقهٔ مردم به سفر با فضاپيماهاي سرنشيندار كاسته شد و متاسفانه ميتوان اثر آن را بر بودجهٔ فعلي ناسا (NASA) ديد. با اينحال پيشرفتهايي در اين زمينه صورت گرفته اما نه با سرعتي كه مورد انتظار بود. ايستگاه فضايي بينالمللي حدود ۲ دهه است كه بر روي عمليات سرنشيندار كار ميكند. ۲ سال پيش بود كه ناسا مريخنورد«كنجكاوي» را در مريخ فرود آورد. اين مريخنورد درحالحاضر مشغول گشتوگذار در سيارهٔ سرخ و ارسال اطلاعات شگفتانگيز درباره اين سيارهٔ همسايه است. اينطور كه به نظر ميرسد، انسان بالاخره روزي بر مريخ قدم ميگذارد و زمانيكه اين اتفاق بيافتد (مثل قضيه آرمسترانگ) دوباره موج تازهاي از اشتياق براي سفر به فضا در جامعه به راه ميافتد. پيشبيني ميشود در نهايت و در آينده تكنولوژي، يك پايگاه انساني در مريخ ساخته خواهد شد. شايد باور نكنيد اما به گفتهٔ مسئولان ناسا اين هدف خيلي دور از دسترس نيست. با در نظر گرفتن همهٔ احتمالات ميتوان گفت كه عمر شما به محقق شدن اين آرزو قد ميدهد.
از آغاز سال ۲۰۱۸ موشك قدرتمند ناسا به نام SLS كارش را شروع و امكانات جديد براي سفر به فضا را امتحان خواهد كرد؛ مثل فرودآمدن فضاپيماي سرنشيندار بر روي يك سيارك در سال ۲۰۲۵. فرستادن انسانها به فضا با سفينههاي اوريون (Orion) و نوعي پيشرفته از SLS، كه قدرتمندترين سفينهٔ فضايي ساختهشده خواهد بود، انجام خواهد گرفت. ناسا قرار است در دهه ۲۰۳۰ فضانوردان را به مريخ بفرستد. بايد صبر كرد و ديد كه آيا برنامهٔ ناسا براي انتقال دائمي انسان به مريخ محقق ميشود يا نه.

تكنولوژي برق بيسيم اولينبار نزديك به يك قرن پيش توسط تسلا به نمايش درآمد.
تسلاي بزرگ (Tesla) بيش از يك قرن پيش اين تكنولوژي را در سخنرانيهاي معروفش به نمايش گذاشت. اين دانشمند يك لامپ را در هوا آويزان و آن را بدون هيچ سيمي روشن ميكرد! تماشاگران هر بار از ديدن شاهكار او به وجد ميآمدند، اما حقهاي در كار نبود و فقط القاي جريان عامل اين پديده بود. در اصل، تسلا كارش را با مجموعهاي از سيم پيچهاي بزرگ كه ميدان مغناطيسي توليد ميكردند و باعث القاي جريان در چراغ ميشدند، انجام ميداد. به همين سادگي! با فرا رسيدن آيندهٔ تكنولوژي، هر كجا كه باشيد به برق بيسيم دسترسي خواهيد داشت، درست به همان راحتي كه امروز به وايفاي دسترسي داريد. وقتي در حال حركتيد تلفن هوشمند شما در جيبتان شارژ ميشود، تلويزيونها بدون نياز به هيچ سيمي كار ميكنند و ماشينهاي برقي در حاليكه در خيابان قرار دارند سوختگيري ميكنند. در واقع، اين تكنولوژي همين الان هم وجود دارد اما براي استفاده از آن در مقياس بالا به زيرساختهاي زيادي احتياج داريم. دستگاههايي كه از اين طريق شارژ ميشوند بايد با ايستگاههاي شارژ سازگار باشند و همين مساله به تلاش زيادي هم از طرف سازندگان شارژر و هم سازندگان دستگاههاي مختلف نياز دارد. با اينحال، داريم به بهرهبرداري از اين تكنولوژي نزديك ميشويم.

در سال ۲۰۰۸، جرقه يك انفجار بزرگ در سيستم مالي جهان زده شد. فرد يا افرادي به اسم ساتوشي ناكاموتو مقاله اي را منتشر كردند كه در آن از ساخت پروتكلي براي پول ديجيتال به اسم بيت كوين خبرداده شد. بيت كوين مانند ارزهاي ديگر ارزش دارد و مي تواند براي خريد و فروش، تبادلات و تمام فرايندهاي مالي مورد استفاده قرارگيرد.
تفاوت اصلي بيت كوين با ارزهاي سنتي غيرمتمركز بودن آن است. بيت كوين روي يك پايگاه داده غيرمتمركز به اسم بلاك چين فعاليت مي كند.
اما بلاك چين چيست ؟ در جهان امروز بيش از ۸۰ درصد امور روزمره ما به شركت ها و سازمان هاي واسطه وابسته است. وقتي شما در بانكي حساب باز مي كنيد يا وارد ايميل شخصي خود مي شويد، در حقيقت از سازمان هاي واسطه كمك گرفته ايد.
شركت ها و سازمان هاي واسطه بر تمام اطلاعات شما كنترل دارند. مثلا وقتي به دوست خودتان در ايستاگرام پيام مي فرستيد در حقيقت اين پيام را ابتدا براي پايگاه هاي داده اينستاگرام ارسال مي كنيد و پايگاه داده اينستاگرام آن را براي دوست شما مي فرستد.
در پايگاه هاي داده بلاك چين، داده ها بين ميليون ها كامپيوتر توزيع شده اند و هيچ كس قادر به كنترل داده ها نيست و اگر شخصي بخواهد بلاك چين را هك كند بايد تمام كامپيوتر هاي شبكه را كه با رمزنگاري پيشرفته حفاظت شده اند را هك كند كه غيرممكن است. مثلا اگر توييتر روي بلاك چين اجرا شود هيچكس به جز شما نمي تواند توييت ها را پاك كند، حتي مديران توييتر. بلاك چين براي بسياري از صنايع و مشاغل قابل استفاده است مانند راي گيري، پرداخت، سيستم هاي اداري، ذخيره قرارداد ها و …
تصور كنيد اگر راي گيري در ايران با فناوري بلاك چين انجام شود. راي ها تنها در عرض يك ساعت بعد از راي گيري بدون نياز به نيروي انساني شمارش خواهند شد و به دليل اينكه اين كار روي بلاك چين انجام شده است، هيچ گونه خطا يا تقلبي در راي ها امكان پذير نيست.
به همين دلايل بيت كوين به سرعت محبوب شد و با سرعت به سمت قله هاي ارزش اقتصادي در حال حركت است. بيت كوين بدون نياز به ثبت نام و يا شركت هاي واسطه مي تواند تراكنش ها را خيلي سريع و راحت انجام دهد. امروزه فروشگاه هاي بزرگ اينترنتي جهان مثل آمازون قابليت خريد با بيت كوين را فراهم كرده اند. بيت كوين همچنين باعث ايجاد كسب و كارهاي فراواني شده است.