یکشنبه ۲۰ فروردین ۰۲ | ۲۲:۲۲ ۲۹ بازديد
واعظان كاين جلوه در محراب و منبر ميكنند
چون به خلوت ميروند آن كار ديگر ميكنند
مشكلي دارم ز دانشمند مجلس باز پُرس
توبهفرمايان چرا خود توبه كمتر ميكنند؟
گوئيا باور نميدارند روز داوري
كاين همه قلب و دغل در كار داور ميكنند
يا رب اين نودولتان را با خر خودشان نشان
كاين همه ناز از غلام ترك و استر ميكنند
اي گداي خانقه بَرجَه كه در دير مغان
ميدهند آبي كه دلها را توانگر ميكنند
حُسن بيپايان او چندانكه عاشق ميكشد
زمرهٔ ديگر به عشق از غيب سر بر ميكنند
بر در ميخانهٔ عشق اي ملك تسبيح گوي
كاندر آنجا طينت آدم مخمّر ميكنند
صبحدم از عرش ميآمد خروشي عقل گفت
قدسيان گوئي كه شعر حافظ از بر ميكنند