به گزارش ركنا، ابراهيم شفيعي كارگردان مستند «فرنگيس» همزمان با عرضه اينترنتي اين مستند در گفتگو با خبرنگار مهر درباره آن توضيح داد: سالها پيش براي توليد يك مستند سفري به كرمانشاه داشتم. آنجا در منطقه گيلانغرب، روستايي است كه به آن آوزين ميگويند. آنجا داستاني شبهافسانهاي درباره خانمي را شنيدم كه با تبر سرباز عراقي را كشته است. علاقمند شدم و قرار گذاشتيم و به ديدار او رفتيم. عكس و فيلم گرفتيم و در همان ديدار متوجه شديم ماجراي اين خانم خيلي جدي است
من او را مادر خطاب ميكردم و او هم به من ميگفت بچه كردها مادر را «دا» صدا ميكنند و من هم او را «دا» صدا ميكردم. وقتي به تهران برگشتم، كتاب «فرنگيس» را كه درباره همين زن نوشته شده بود، پيدا كردم و خواندم. با نويسنده كتاب هم قراري گذاشتم و يك طرح كلي براساس آن نوشتم. آن را به جايي ارائه كردم كه از آنجا، سر از بسيج درآورد. با من تماس گرفتند و برآورد خيلي پاييني براي اين طرح در نظر گرفته شد. براي اين مستند به نوعي من هيچ دستمزدي نگرفتم و همه برآورد خرج توليد فيلم شد.
اين مستندساز در ادامه گفت: وقتي خواستيم كار را كليد بزنيم، من مجدد يك هفته زودتر پيش او رفتم تا بيشتر با هم رفاقت كنيم. معتقدم اگر عوامل يك فيلم با هم همدل نباشد، كار آن طور كه بايد درنميآيد. از روز دوم فيلمبرداري، همه عوامل ما اين خانم را «دا» صدا ميكرديم و او هم همه را به اسم كوچك خطاب ميكرد.
شفيعي با اشاره به اصلاحات اعمالشده به مستند «فرنگيس» در پخش تلويزيوني بيان كرد: نسخه كامل اين مستند ۴۴ دقيقه است اما تلويزيون نسخه ۳۰ دقيقهاي از آن را پخش كرد. نزديك به ۱۴ دقيقه از فيلم را كوتاه و خيلي من را اذيت كردند. كلي از پلانهاي زيباي كار را درآوردند. كار به جايي رسيد كه به دفتر بسيج رفتم و گفتم اين هارد براي شما، من پول هم نميخواهم!
اين مستندساز در توضيح ماجراهاي مربوط به شخصيت اصلي مستند «فرنگيس» گفت: وقتي عراق به ايران حمله ميكند، فرنگيس ۱۸ سال داشته است. روستاي محل سكونت آنها اولين روستاي دم مرز بوده است و عراقيها كه به آنجا وارد ميشوند، اهالي روستا مجبور ميشوند خانههاي خود را ترك كرده و در كوهها زندگي كنند. روزي در كوه آذوقه كم ميآورند، فرنگيس اعلام آمادگي ميكند كه به خانه برود و آذوقه بياورد. پدرش هم با او همراه ميشود. وقتي به خانه ميرسند براي آب آوردن لب چشمه ميرود كه در آنجا دو عراقي را ميبيند. يكي از آنها را با تبر ميزند و دومي كه اسلحه ميكشد تا به او شليك كند را با سنگ بزرگ ميزند. نفر اول همانجا ميميرد و اسلحه نفر دوم را هم ميگيرد و او را به نيروهاي ايراني تحويل ميدهد.
وي ادامه داد: تا زماني كه فرنگيس را از نزديك نبينيد، باور اين داستان سخت است. من هم با خودم ميگفتم يك دختر ۱۸ ساله مگر چقدر زور دارد كه با تبر بتواند كسي را بزند، اما وقتي با او نشست و برخواست كردم متوجه واقعيت شدم.
شفيعي ادامه داد: وقتي از «دا» پرسيدم اگر اين اتفاق الان مجدد تكرار شود چه ميكني هم گفت، خودم و خانوادهام مجدد ايستادگي ميكنيم. پرسيدم اگر صدام را به تو تحويل ميدادند چه ميكردي؟ با همان زبان كردي گفت، تكهتكهاش ميكردم. فرنگيس، شخصيت واقعاً عجيبي دارد. دو برادرش شهيد شدهاند. خواهرش روي مين رفته است. جمله زيبايي در فيلم هست، آنجا كه ميگويد: «شهر ما پر از جانبازهاي بدون پرونده است.» اين خانواده نزديك ۱۷، ۱۸ شهيد داده است.
اين مستندساز درباره وضعيت زندگي «فرنگيس» پس از انتشار گسترده كتاب زندگينامهاش و ساخت مستند درباره او بيان كرد: اتفاقاً مدتي قبل كه كرمانشاه زلزله آمده بود، به آنجا رفتم. ديدم يك كانكس به او دادهاند. هيچ رسيدگياي به وضعيت زندگي او نشده، فقط خانهاش پر از لوح تقدير است! كلي مسئول از رئيسجمهور گرفته تا ديگران آمدهاند و با او عكس يادگاري گرفتهاند اما هيچ كمكي به او نكردهاند. با اين شرط جلوي دوربين من آمد كه كاري كنم او بتواند به بيت رهبري برود. هرچند گفتم اين قدرت را ندارم اما در طول كار شرايطي پيش آمد كه اين ديدار هم ميسر شد.
وي ادامه داد: در پارك شيرين كرمانشاه مجسمهاي از «فرنگيس» نصب است. در گيلانغرب هم در ميدان «مقاومت» نمادهايي درباره او قرار دادهاند. روزي كه آنجا فيلمبرداري ميكرديم گفت: «اين آهنها به چه درد من ميخورد، اگر پولش را به خودم ميدادند بهتر بود.» واقعيت اين است كه فرنگيس امروز در فقر مطلق بهسر ميبرد.
شفيعي با اشاره به روحيه «ناسيوناليست» فرنگيس گفت: او به شدت مليگرا و مذهبي است. فردي مهربان است كه قلب بسيار رئوفي هم دارد. برخي كلمات بود كه وقتي به كار ميبردم بهراحتي اشك ميريخت. مثل «جمعه» كه نام برادرش بود و عاشق او بود. يا نام مقام معظم رهبري كه بلافاصله به آن واكنش نشان ميداد. او به راحتي گريه ميكرد اما خندههايش را بايد يواشكي ثبت ميكرديم.
اين مستندساز درباره جذابترين تجربه خود از ساخت «فرنگيس» هم اظهار كرد: استقبال از اين مستند بسيار بالا بود. جذابترين تجربهاش اما نمايش فيلم در بيت رهبري بود كه متأسفانه من خودم حضور نداشتم و بعداً فيلم موبايلي آن را ديدم. از اينكه مقام معظم رهبري فيلم را ديده و تأييد كردهاند خوشحال شدم. جذابترين اتفاق اين فيلم براي من را بطه مادر و فرزندي شكلگرفته ميان من و فرنگيس است.