روزنامه شرق: سيد مصطفي ميرسليم در گفتوگويي با برنامه اينترنتي «سايهروشن» بهتندي عليه صادق خلخالي انتقاد كرده است و گفته كه او در اعدامها زيادهروي ميكرد. ميرسليم در اين گفتگو گفته است: «آقاي خلخالي در كارهايش دقت نداشت و در برخي از اعدامها زيادهروي انجام ميداد؛ البته معمولا اينگونه افراط و تفريطها در خيلي از انقلابها پيش ميآيد، اما اگر ايشان برخي از همين موارد اعدام را به تأخير ميانداختند و رسيدگي دقيقتري ميكردند، آثار گرانبهايي را براي مردم در پي داشت».

او ادامه داده است: «بنده از اقدامات ايشان دفاع نميكنم و در همان زمان هم به اقتضاي مسئوليتي كه داشتم (مسئول شهرباني كل كشور) به ايشان تذكر ميدادم؛ بهطوريكه در كتاب خاطرات خود آقاي خلخالي آمده كه ايشان از دست من تلفن را در يخچال ميگذاشتند تا من مزاحمشان نشوم». ميرسليم درباره اعدام افسران شهرباني توسط خلخالي هم گفت: «آقاي خلخالي علاقه داشتند بدون درنظرگرفتن جوانب امر و رسيدگيهاي لازم بسياري از افسران شهرباني را اعدام كنند. بدون اينكه به اين موضوع توجه لازم داشته باشند كه اصلا اين افراد در آزار و اذيت و شكنجه مردم نقش داشتند يا خير!
بالاخره بنده از پرونده اين افراد باخبر بودم و بهنوعي پرونده عملكرد اين افسران در دست من بود و خبر داشتم كه آقاي خلخالي دارند زيادهروي ميكنند. به خود ايشان هم ميگفتم مراقب باشيد دچار خطا نشويد كه البته ايشان خيلي زود حكم صادر ميكرد و عجله داشت كه اين افراد را زودتر اعدام كند». او در پاسخ به اين پرسش كه چرا خلخالي اينقدر اصرار داشت كه احكام اعدام بهسرعت اجرا شود، ادامه داد: «اينطور فكر نميكنم كه ايشان سوء نيت داشت؛ روش ايشان روش درستي نبود. بهلحاظ قضائي خيلي بايد دقت كرد.
بالاخره جان انسانها محترم است و نميشود هركسي را گرفت و بدون محاكمه دقيق اعدام كرد». ميرسليم در پاسخ به پرسشي ديگر مبني بر اينكه آيا اين جمله براي آقاي خلخالي است كه «حالا اعدام ميكنيم اگر بيگناه بود، ميرود بهشت»، گفت: «بله از اين حرفها ميگفتند. حتي بدتر از اين كارها هم انجام ميدادند. من خبر داشتم كه برخي از همراهان ايشان براي اينكه مجوز ورود به يك خانه را بگيرند، مواد مخدر يا موارد ديگر را به داخل منزل پرتاب ميكردند و بعد به اهالي خانه ميگفتند ما آمدهايم براي تفتيش و... بالاخره اين قيبل كارها زيادهرويهايي بود كه اوايل انقلاب صورت ميگرفت».

روايت ميرسليم به انحاي مختلف توسط شخصيتهاي ديگر هم روايت شده است؛ چنانكه اسدالله صفا، از اعضاي قديمي فدائيان اسلام هم درباره اعدامهايي كه با حكم خلخالي انجام ميشد، گفته بود: «آقاي خلخالي در همان روز اول، ۳۰ نفر را محاكمه كرد و حكم اعدام هر ۳۰ نفرشان را داد و گفت: هر ۳۰ نفر را شب روي پشتبام مدرسه رفاه ميبريم و اعدام ميكنيم! آقا مهدي عراقي به من گفت: بيا برويم پيش آقا! گفتم: براي چه؟ گفت: كه بگوييم خوب نيست اينها را اينجا روي پشتبام اعدام كنند! بههرحال رفتيم و ديديم دو، سه نفر دور آقا هستند. خلوت كه شد، رفتيم جلوتر. اين نكته را داخل پرانتز بگويم كه عزت و احترامي كه آقا به امثال مهدي عراقي و بنده ميگذاشتند، بهخاطر سابقهاي بود كه با مرحوم نواب داشتيم، وگرنه اينطور نبود كه هركسي را بهراحتي بپذيرند.
بههرحال از آقا مهدي پرسيدند: چيزي شده است؟ حاج مهدي گفت: تصدقتان، اينجا مدرسه است، آقاي خلخالي ميخواهد ۳۰ نفر را روي پشتبام ببرد و اعدام كند، ما بالاخره بايد مدرسه را تحويل بدهيم و برويم، ولي اين كار تأثير بدي روي روحيه بچههايي ميگذارد كه ميآيند اينجا درس بخوانند. آقا گفتند: باركالله! امام آقاي خلخالي را خواست و فرمود: جناب شيخ! اين ۳۰ نفري را كه برايشان حكم اعدام دادي، خيال نداري دربارهشان تجديدنظري كني؟ آقاي خلخالي گفت: اگر من اينها را اعدام كنم و خدا هزار بار زندهشان كند، باز هم اعدامشان ميكنم! امام تبسمي كرد و گفت: پس يك كاري كن، بهدليل آمادهنبودن مكان مناسب، فقط چهار نفرشان را در مدرسه اعدام كن، سريعا زندان قصر را آماده كنيد و بقيه را به آنجا ببريد! عرض كرديم: آقا! زندان قصر را آتش زدهاند و هرچه بوده، يا سوخته يا بردهاند!
امام دو، سه نفر را خواستند و فرمودند: من به شما پول ميدهم تا ۲۰، ۳۰ تا عمله را برداريد و ببريد و سريع قسمتي از زندان قصر را تعمير كنيد و زندانيها را به آنجا ببريد». ابراهيم يزدي، وزير امور خارجه دولت موقت هم درباره نحوه اين اعدامها چنين روايت كرده بود: «حدود ساعت هشتونيم كمي بيشتر يا كمتر، درست به خاطر ندارم، آقاي حسين خميني به منزل ما آمد و گفت حاج آقا (امام خميني) با شما كار فوري دارند. با هم به مدرسه علوي رفتيم.
در اتاق كه وارد شدم، علاوه بر آقاي خميني، آيتالله اشراقي، حاج سيداحمد خميني، حاج مهدي عراقي، زوارهاي، صادق خلخالي و... شايد چهار يا پنج نفر ديگر هم حضور داشتند. يكي از آقايان مطرح كرد كه صادق خلخالي چشمهاي ۲۴ نفر از دستگيرشدگان را بسته و به پشت بام مدرسه رفاه برده است و ميخواسته آنان را تيرباران كند. خبر كه به آقاي خميني ميرسد، دستور توقف ميدهد و خلخالي و تيمش را براي توضيح احضار ميكند. آقاي خميني نظر مرا جويا شد. من، چون نميدانستم اين افراد چه كساني هستند، اسامي آنها را پرسيدم، خلخالي اسامي آن ۲۴ نفر را در حاشيه روزنامه اطلاعات نوشت.
برخي از اسامي كه به ياد دارم عبارت بودند از نصيري، هويدا، خسروداد، ناجي، رحيمي، جهانباني، پرويز نيكخواه. من با صراحت با اعدام آنان بدون تشكيل دادگاههاي علني مخالفت كردم». فضلالله صلواتي، از زندانيان سياسي نظام پهلوي، هم گفته بود كه به خلخالي گفته شد از اعدامها پشيمان نيستي و خلخالي اينگونه جواب داده بود: «پشيمانم كه كم اعدام كردم». صلواتي ادامه داده بود كه «او واقعا اعتقاد داشت كه ساواكيها و خائنان و فروشندگان مواد مخدر را اعدام كرده است».
چنين رويكردي ازسوي خلخالي ادامه داشت تا بهگفته علي رازيني، امام در سال ۵۹ او را از سمت قضائي كنار گذاشت. رازيني، رئيس وقت سازمان قضائي نيروهاي مسلح در دوران جنگ، درباره نحوه برخورد امام با خلخالي گفته بود: «كمكم دادگاههاي آقاي خلخالي گسترش پيدا كرد. زماني هم ايشان مسئول مبارزه با مواد مخدر شدند و پروندههايي را كه در سطح كشور بود، رسيدگي ميكرد، ولي يك مقداري به دليل گستردگي حوزه عمل و كمبود عده و عده ايشان، چون سازمان نبودند و يك فرد تنها به همراه دوستانش بود، قهرا يك مقداري خطاها بروز پيدا كرد و آنها خدمت امام منعكس شد و امام هم مصلحت نديدند كه ايشان در آن سمت باشد و دستور بركناري او را صادر كردند.

يعني ايشان در سال۵۹ بهصورت محترمانه از كار دادگاهي بركنار شدند و چيزي نبود كه در رسانهها و صداوسيما اعلام شود. يعني بعد از اسفند سال۵۹ آقاي خلخالي هيچ سمتي در دستگاه قضائي نداشتند...». اما محمدصادق صادقيگيوي، معروف به صادق خلخالي در برابر همه اين سخنان گفته بود كه «در روز آخرت، هنگامي كه من در مقابل خدا قرار ميگيرم، بهخاطر همه اعمالم در دنيا مورد مؤاخذه قرار خواهم گرفت و من مطمئنم هيچ سؤالي درباره اعدامها از من نخواهد شد، حتي يك سؤال».
اسامي برخي از اعدامشدگان به حكم صادق خلخالي
صادق خلخالي، حاكم شرع اوايل انقلاب، حكم اعدام تعداد زيادي از عوامل رژيم گذشته و مخالفان انقلاب را صادر كرد كه اسامي تعدادي از آنها را مشاهده ميكنيد.
مقامهاي كشوري رژيم گذشته: اميرعباس هويدا، نخستوزير. فَرخرو پارسا، وزير آموزشوپرورش و اولين وزير زن ايران. عباسعلي خلعتبري، وزير امور خارجه دولت اميرعباس هويدا. غلامرضا كيانپور، وزير اطلاعات و جهانگردي و دادگستري كابينه هويدا و آموزگار. غلامرضا نيكپي، شهردار تهران. منوچهر آزمون، وزير مشاور، وزير كار، رئيس خبرگزاري پارس.
محمدعلي علامهوحيدي، سناتور. محمود جعفريان، مديرعامل سازمان راديو تلويزيون ملي و قائممقام حزب رستاخيز. پرويز نيكخواه، مدير واحد مركزي خبر تلويزيون. سالار جاف، نماينده جوانرود در مجلس شوراي ملي. محمدرضا عامليتهراني، وزير اطلاعات و جهانگردي. منصور روحانيقزويني، وزير برق و كشاورزي. عبدالله رياضي، رئيس مجلس شوراي ملي.
حسينعلي بيات، نماينده زنجان در مجلس شوراي ملي. علي حجتكاشاني، رئيس سازمان تربيتبدني. خسرو قشقايي، نماينده فارس در مجلس شوراي ملي و عضو جبهه ملي ايران. يوسف خوشكيش، مديركل بانك مركزي.
مقامهاي لشكري: نعمتالله نصيري، رئيس ساواك. نادر جهانباني، اميرحسين ربيعي، مهدي رحيمي، بيوك امينافشار، هاشم برنجيان، احمد بيدآبادي، ناصر مقدم، عبدالله خواجهنوري، محمدتقي مجيدي، جعفرقلي صدري، ابوالحسن سعادتمند، اصغر جلالي، سرلشكر رضا ناجي، محمدجواد مولويطالقاني، غلامحسين شمستبريزي، منوچهر خسروداد، حسن پاكروان، علياكبر يزدجردي، فخر مدرس، مطبوعي، علي نشاط، پرويز امينيافشار، جابر، ولي نژاد، معتمد، دهپناه، بديع، شهنام رضايي، ايرج امينيافشار، حسين همدانيان، شهنام، منوچهر ملك، عبدالله وثيق، تابعي، محمدجواد غفاري، حسين خورشيدي، مصطفي زماني، شعلهور، مهدي ساقي، قاسم ژيانپناه (ايرانپناه)، عزتالله دشتي، حسن ديناروند، جعفر حيدري، صمد محترميان.
چهرههاي اقتصادي: حبيب القانيان، رحيمعلي خرم.
ديگران: سكينه قاسمي (پري بلنده)، سيدجواد ذبيحي.